الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

211

الغدير ( فارسي )

حمدان عدل از احمد بن جعفر بن مالك از عبد اللَّه بن احمد بن حنبل از محمد بن سليمان بن خالد فحام از على بن هاشم از كثير النواء . مىگويد : به ابو جعفر گفتم : فلان شخص از قول على بن حسين - رضى اللَّه عنهما - برايم گفت كه اين آيه در بارهء ابو بكر و عمر و على - رضى اللَّه عنهم - نازل شده است كه « هر بندى كه بر دلهاشان بود بزدوديم ، برادرانى هستند نشسته بر كرسىهاى روبرو » ، فرمود : به خدا آن آيه در بارهء ايشان نازل گشته ، و در بارهء ايشان آن آيه نازل گشته است ( 1 ) . پرسيدم : چه بندى بوده است آن ؟ فرمود : بند جاهليت ، زيرا ميان قبيلهء تيم و قبيلهء عدى و قبيلهء بنى هاشم در جاهليت دشمنى بود ، اما وقتى اين جماعات مسلمان گشتند و دين را موافق شدند چنان شدند كه چون كمر ابو بكر دردمند گشت ، على - رضى اللَّه عنه - دست خويش داغ كرده براى مداوا بر كمر ابو بكر مىچسباند ، پس اين آيه فرود آمد . ( 2 ) هيچ فضيلت و افتخارى را نمىتوان با چنين سند سستى براى كسى ثابت و استوار ساخت ، سندى كه تشكيل شده از مجهولى مثل عبد الرحمن عدل و محمد فحام ، و از كسى كه آخر عمرى اختلال حواس پيدا كرده و خرفت شده ( 3 ) و چنان كه ابو الحسن بن فرات مىگويد : آنچه را برايش مىخوانده و به نظرش مىرسانده‌اند ملتفت نمىشده است ( 4 ) ، و خطيب بغدادى مىنويسد : « ابو عبد اللَّه احمد بن احمد قصرى مىگويد : من و برادرم از قصر به بغداد آمديم و هنوز ابو بكر ( احمد بن جعفر ) بن مالك قطيعى زنده بود ، و مىخواستم به درس فقه و فرائض برويم و تصميم گرفتيم درس ابن مالك را بشنويم ، ابن لبان فرضى به ما گفت : به درس او نرويد ، زيرا ناتوان و خرفت گشته است ، و پسر خويش را از رفتن به درس او منع كردم . و به درس او نرفتيم » ( 5 ) .

--> ( 1 ) - در « اسباب النزول » چنين است ، اما در « الدر المنثور » چنين : در بارهء چه كسى جز ايشان ممكن است نازل شود ؟ ( 2 ) - « اسباب النزول » 207 . ( 3 ) - احمد بن جعفر بن مالك - ابو بكر قطيعى . ( 4 ) - ميزان الاعتدال 1 / 41 . ( 5 ) - تاريخ بغداد 4 / 4 .